یلدایی پُربار
یلدا باشد، مهمانِ جنابِ آقارضای مرادی غیاثآبادی هم باشی، چند جلد کتابِ مستطابِ عالی هم تیمناً و تبرکاً از میزبانِ عزیز به هدیه گرفتهباشی، نمیتواند شب بدی بودهباشد به قطعُ یقین، اگر حوصلهی میزبانت را بهسر نبردهباشی با تأخیرِ زیاد در ورود و خروج! با هم تورّقی میکنیم بر کتابِ «درآمدی بر شکلگیری مناسباتِ مدنیِ جوامعِ باستان و غلبهی سلطهگری»:
«...این تفاهمِ عمومی که زیرِ نظر و نفوذِ زنان استوار بوده، به اندازهای مستحکم و مطابق با نیازها و خواستههای بشری بودهاست که تا مدّتِ حدودِ چهار هزار سال دوام میآورد. در طولِ این مدّتِ چهار هزار ساله نزاع و نبردی در میانِ انسانها و جوامعِ انسانی دیده نمیشود. انسان بطورِ کلّی و عموماً با جنگ و خونریزی بیگانه است و نیازی به آن در خود احساس نمیکند.
...شواهدِ موجود نشان از جوامعی سالم، خوشبخت و سعادتمند... حکایت میکند: نبودِ حکومتِ مرکزی و کاهنانِ رسمی، نبودِ صاحبانِ قدرت و ثروت، ساختِ پیکرهها و آثارِ هنریِ بیگانه با خشونت، سفالهای بسیار زیبای نگارین، آثارِ زینتی و زینتافزارِ فراوان، بزکسابها و عطرسابهای بیشمار، افزایشِ جمعیّت و متوسطِ طولِ عُمر، نقّاشیها و نگارکندهای آکنده از نشانهای همبستگی و همزیستیِ مسالمتجویانه و بسیاری دیگر از بازماندههای انسان در این دورانِ چهار هزار ساله که نشان از رفاه، آرامش و خوشبختیای دارد که هیچگاه در سراسرِ عمرِ بشر تکرار نشد.»
فکر میکردم که خودمانیم، حالا این جماعتِ نسوان بر ما غرّه نشوند –که بشوند هم حق دارند!- امّا هیچ تاجی بر سر این دنیا و مافیها نزدهایم با این مدیریّتکردنمان، جز جنگُ استبدادُ تعدّی که اگر پیشرفتی هم در صنعتُ دانش بوده آن هم غالباً در خدمتِ همین جنگسالاری و قدرتطلبیِ احمقانهی ما رجال بوده که رجولیّتِمان همیشه جلوتر از عقلِمان و انسانیّتِمان رفته... و این ادای احترامِ من هست به زنانِ آگاه و محترمی که همیشه با صبوری و متانت ما را تحمّل کرده و به راه آوردهاند.
چی میخوندم؟