ضدتبلیغ
یک تبلیغ داریم و یک ضدّتبلیغ و ضدّتبلیغ وقتی رخ میدهد که یک آگهی به جای اینکه مخاطب را ترغیب کند، مشمئز میکند! و بماند که برای ساختُ پخشِ هر ثانیه تبلیغِ تلهویزیونی چقدر هزینه میشود و این گردشِ مالیِ کلان چه رانتها و چه زدُ بندها دارد برای خودش، اخیراً برای تبلیغ تُنِ ماهیِ ایلیکا به وضوح از ترانهی نیاز زندهیاد فریدون فروغی استفاده میشود! این که کدام ذهنِ بیماری این ترانهی زیبای دلنشین و نیاز عاشقانهای به آستانِ محبوب را به اشتهای یک گرسنه به یک قوطی کنسرو تداعی میکند و این که خاطرهی جمعی و فرهنگی یک مردم و خوراک جانِ آنان چگونه با سودجویی یک جماعتِ سودجو و یک مشت تبلیغاتچیِ سخیف و حقیر به خوراکِ شکم آنان نتزّل مییابد هم بماند، فکر میکردم که چه بد مردمانی هستیم که فریدون فروغی را در حیاتش ارج ننهادیم و با اثرش و با هنرش چه میکنیم؟! کاش میشد این محصول را نمیخریدیم، کاش میشد به سازندهی این آگهی اعتراض میکردیم، کاش میشد این شرکت را به عذرخواهی از خانوادهی زندهیاد فروغی و مردمی که دوستش دارند واداشت، کاش این شرکت به جبران، هر ساله جایزهای را به یادبودِ زندهیادان فریدون فروغی و فرهاد مهراد که قبل و بعد از انقلاب از خواندن برای این مردم منع شدند، به آهنگسازان موسیقی زیرزمینی اهدا میکرد، کاش کمی انسانتر بودیم ما جماعتِ زرنگِ رِندِ نان به نرخ روز خور!
پینوشت: متأسفانه یک تبلیغی هم برای رب گوجهفرنگی از شرکت چینچین با ارجاع به "جان مریم" ترانهی ماندگار زندهیاد محمد نوری هست!
چی میخوندم؟