سکوت
مدتهاست که این خانه کم رونق بوده، نه که حرفی برای گفتن نبود بلکه حرفها بیشتر در سایر ابزارها و گروههای اجتماعی بیان میشد و حالا میبینم که اساساً آن ابزار وسیلهی بیان حرف جدی نیست، بیشتر به کار همان خوشُ بش و گفتُ گوهای یومیّه میآید، اما اینجا چیز دیگریست، حرفها انگار ماندنیترند، برای گفتنشان بیشتر تأمل میکنی و مخاطبت انگار سالها فرصت دارد برود، بیاید و در سنین و شرایط مختلف و با ذائقههای گوناگون هر بار چیزی از حرفت را مزه کند.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۴ ساعت توسط ا. کریمی
|
چی میخوندم؟